خرید بک لینک
- بالرحمن - در دومین ماه سال، هوا که ابری میشود و بوی نم از خاک و سرشاخه های تازه بیرون زده بلند میشود، ته گلویم شروع به سوختن میکند. سرما نخوردهام و کاملن سالم هستم. اما چیزی مرا میبرد به روز

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - آقای ذ. میگفت: باید یک کاری کرد، غیر از این لولیدن دائم در خود. چیزی که بیرون از خور و خاب روزانهمان باشد. یک گربه را غذا داد یا از گلدان کوچکی مراقبت کرد.یک گلدان کوچک سفید به اتاقم

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - ف. ۴ سال است که مرده. لفظ مردن در برابر آن چه بر او رفت، چرکین و زشت است. ف. ۴ سال است که نمیدانم چه شده، اگر ما زندهایم. ف. هنوز ۱۸ سالش نشده بود که خانه شان آتش گرفت و مرگ مغزی شد. م

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - خودش هم می داند که حالا دیگر کار از کار گذشته است و تنها دل تنگی های گاه به گاه برایمان میماند که راهی برای گذر ازشان نیست. هنوز میسوزد از همان خاطرههای دور و ترسهایش که آخر اتفاق اف

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - پیش نوشت: برای همان چند مخاطب همیشه عزیز! این نوشته چیزی به کسی اضافه نمیکند، نه آگاهی و نه لذتی. نخواندنش بهتر است :) مثل مرغ پرکنده شدهام؛ آنگونه که هیچ وقت دیگر نبودهام. پریشان و

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - شب، زیاده بلند است و من در آستانهی گناهم، برآمده از جنونمبتلا به سکونگردیکه هیچ تن سالمی پیدایم نمیکندبرای رساندن به تختی با چهار زنجیر در اقطار.آنقدر روی بستر بالا و پایین میشومکه

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- یا هو - روح پر از کینه و تنگ نظری شده و مثل لباسی چسبان به تنم پیچیده. میخواهم درش بیاورم، به هر زحمتی، به زخمی حتا، اگر با پوست عجین شده. انگار دستی میطلبم که دستهایم را برایش بالا بگیرم -تسلیم

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - یادآوریام میکنی که ولی نعمتم هستی و من منتت را چُنان تاجی به سر دارم. همهاش به دنبال نشانهای بودهام که ردپایی را در روزهای خشکیدهام ببینم و تو جویبار جاری میکنی برایم. من از شوق ج

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

- بالرحمن - کسی آمد روبرویم نشست که از خنده هایش بدم آمد، فقط برای این که انگار چند ثانیه زودتر از زمانی که لازم بود اتفاق می افتادند. یک لبخند کج با هوایی که از لای لبها و داندانها بیرون میزد و

برچسب: نویسنده: رادین مرادی تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:09

صفحه بندی